مهسا مهسا ، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 6 روز سن داره

همراه همیشگی مامان

نبض زندگی من مهسا خانم و امیرعلی جان

دلنوشته از خودم🌿

با خود گفتم اگر دست باد گیسوی درختان را شانه بزندو آن ها را پریشان کند آنگاه چه کسی موهای زرد و نارنجی آن هارا در پاییز بهم می‌بافد تا در بهار بر گیسوان بلند و زیبای آنها گل ها و شکوفه های رنگارنگ و زیبا بزند؟ و از عطر گیسوان و گل سر های آنها همه جا معطر و خوشبو خواهند شد و من هم در طبیعت زیر سایه سار درختان نفس عمیق خواهم کشید تا مشامم از عطر گل های بهاری سرشار شود و تمام وجودم پر از عطر و عشق الهی خواهد شد.
6 ارديبهشت 1405

حال هوای این روزای ما😍

سلام سلام ما اومدیم امروز صبح که از خواب بیدار شدم صبحانه خوردم و بعد با داداش بازی کردیم جاتون خالی غذا هم قرمه سبزی داشتیم راستی یه سوال ببینم میتونی به این سوال جواب بدی یا نه بنظر شما من چه غذایی دوست دارم 🤔🤔🤔خوب بریم برای ادامه‌ی داستان عصر به مامان گفتم بیا بریم کتاب خونه بعد هم بریم پارک تاب سرسره بازی بعد تاب سرسره رفتیم آب بازی وای اینقدر خیس شدیم بعد هم اومدیم خونه و شام سیب زمینی سرخ شده خوردیم ❤️❤️❤️❤️یادتون نره که به سوال جواب بدی ...
13 تير 1403

سفر به چهل چشمه🌿

سلام سلام به دوستای عزیز وبلاگ من مهسا هستم ممنونم که برام نضر میفرستید اگه از این پست خوشتون اومد برام نظر بنویسید ❤️❤️❤️❤️دوشنبه  ۲۸ خرداد 1۴۰۳ 1۲ ظهر به سمت چهل چشمه حرکت کردیم وقتی رسیدیم وای باورتون نمیشه اینقد درخت گیلاس بود و اینقدر گیلاس خوردم که دیگه دلم درد گرفت 😐😐 وبعد آلبالو وبعدش سیب وخیلی خوش گذشت تو راه هوس بستنی کردم 🍦🍦🍦🍦وقتی اومدیم دشت ارژن انگار بستنی محمدی شعبه داشت و جاتون خالی خودم و داداشم بستنی کاکائوی مامانم آب هویج مامان جونم سفید خیلی خوب بود بعد وسط راه دختر عمه ی مامانم زنگ زد و گفت که بیاید پارک شام درست کردم بعد اومدیم کازرون به مامان جون گفتم که بیا بریم گفت من خستم نمیام جاتون خالی خیلی عالی بود بااحترام ...
29 خرداد 1403

باغ

سلام سلام به دوستای عزیزم ما دیروز رفتیم باغ مامان جونم اینا جاتون خالی خیلی عالی بود و با صفا اونجا میوه های انار، مرکبات، سیب ترش،انگور. هلو، انجیر ، شلیل دارند که انشالله فصل انار کلی قشنگی براتون میذارم، ممنون که مارو لایک میکنید. راستی یه رودخانه معروف شهر ما داره که آبش از توی این باغ رد میشه و کلی خنک هست و صداش باعث آرامش میشه ...
24 خرداد 1403

خرداد 1403

سلام سلام ما اومدیم، ما از سه شنبه 15خرداد اومدیم خونه ی روستامون، و اونجا موندگار شدیم فعلا، از این به بعد مهسا جان خودش میخواد اداره ی پیج رو به عهده بگیره و کلی مطلب قشنگ براتون بذاره، چندتا عکس هم از خونه ی روستا براتون میذارم تا کلی انرژی مثبت بگیرید، ممنون که مارو دنبال میکنید و بهمون نظر میدید و برامون قلب قرمز میفرستید ...
21 خرداد 1403

ویروس بدجنس

دو هفته پیش بود که قشنگ من، همش می گفت احساس لرز دارم و گلوم درد میکنه، ساعت ده  شب بود که تب کردی و من بهت بروفن دادم و برات آش رشته گذاشتم، اما تبت قطع نمیشد😢، من و بابایی نوبتی تا صبح موندیم بالا سرت، صبح که از خواب بلند شدی تب نداشتی اما حالت تهوع داشتی و بالا آوردی، منم بردمت بیمارستان و این عکس هم اونجا ازت گرفتم ...
13 خرداد 1403